بنام خدا

۳۲ بیماری و سلامتی
He is running a temperature.

ترجمه تب او در حال زیاد شدن است.

He must be committed.

ترجمه او باید بستری شود.

My eyes aren’t acting up.

ترجمه چشم های من خوب عمل نمی کنند.

My grandfather was diagnosed with lung cancer.

ترجمه تشخیص دادند که پدر بزرگم سرطان ریه دارد.

Doctors turned him away.

ترجمه دکترها او را جواب کردند.

I am shaking that cold off.

ترجمه دارم از شر آن سرما خوردگی راحت می شم.

My stomach is/has got upset.

ترجمه مزاجم بهم ریخته.

I have got the cramps.

ترجمه دلپیچه گرفته ام.

I have got the runs.

ترجمه بیرون روی دارم.

He is home sick.

ترجمه او مریض وطن است. (به علت دوری از وطن)

I feel healthy as a horse.

ترجمه از سلامت کامل برخوردار هستم.

He is love sick.

ترجمه او مریض عاشقی است.

He was as white as a ghost.

ترجمه رنگش مثل گچ سفید شده.

I have got the whiplash in my neck.

ترجمه گردنم گرفته.

I fully recovered.

ترجمه کاملاً حالم خوب شد.

She will be up and around before you know it.

ترجمه تا چشم رو هم بزاری او رو به راه می شود و می رود دنبال زندگی اش.

0
پنج دقیقه با اصطلاحات، درس ۳۲، بیماری و سلامتی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *