دوره های ویدئویی آموزش زبان و طراحی وب در سایت جدید مشاهده
فمیلی اند فرندز 1 ۵۰۴ واژه ضروری ۱۱۰۰ واژه دستور زبان انگلیسی مکالمات کاربردی انگلیسی پنج دقیقه با اصطلاحات دانستنی اینفوگرافیک

بنام خدا

راهنمای نوع کلمه

n. = noun (اسم)
v. = verb (فعل)
adj. = adjective (صفت)
adv. = adverb (قید)
prep. = preposition (حرف اضافه)

۱ depict /dɪˈpɪkt/ v.
توصیف کسی یا چیزی در نوشته یا سخن یا نمایش آنها در نقاشی، تصویر و غیره؛ نمایش دادن؛ مجسم کردن

The famous painter Bob Ross depicted the wonderful nature in his painting.

ترجمه نقاش معروف باب راس طبیعت شگفت انگیز را در نقاشی اش به نمایش گذاشت.

۲ mortal /ˈ mɔː rtl/ adj.
هر کسی یا چیزی که قادر به زندگی ابدی نیست؛ فانی؛ مردنی

After laying the corpse in the grave, all the participants thought about their own mortal nature.

ترجمه بعد از قرار دادن جسد در قبر، همه ی حضار در مورد سرشت فانی خود فکر کردند.

۳ novel /ˈ nɑː vəl/ adj. n.
۱ (صفت) هرچیزی که تازه باشد و از قبل شناخته یا ساخته شده نباشد؛ نو؛ بدیع
۲ (اسم) داستان بلند نوشته شده که معمولا شخصیت ها و رویدادها ساخته ذهن نویسنده هستند؛ رمان

۱ This building has a novel spiral design.

ترجمه این ساختمان طراحی نو مارپیچ دارد.

۲ Mahmoud Dowlatabadi is the writer of «Kelidar», one of the longest novels in the world with nearly three thousands pages.

ترجمه محمود دولت آبادی نویسنده ی «کلیدر»، یکی از طولانی ترین رمان های جهان با حدوداً سه هزار صفحه است.

۴ occupant /ˈ ɑː kjupənt/ n.
کسی که در یک خانه، اتاق و غیره ملکی زندگی می کند؛ ساکن؛ مالک

The only occupant of the old house is an old man with white beard.

ترجمه تنها ساکن این خانه ی قدیمی پیرمردی با ریش سفید است.

۵ appoint /əˈ pɔɪnt/ v.
انتخاب شخصی برای یک مسئولیت یا شغل؛ تعیین وقت برای انجام کاری؛ منصوب کردن؛ تعیین کردن

The lucky employee was appointed as a head of advertisement unit.

ترجمه کارمند خوش اقبال به عنوان رئیس واحد تبلیغات منصوب شد.

۶ quarter /ˈ kwɔː rtər/ n.
قسمت یا منطقه ای از یک شهر؛ محله؛ بخش؛ مکانی که برای زندگی به کسی برای شغل آنها داده می شود (quarters)؛ اقامتگاه؛ خانه سازمانی

The southern quarter of the city has a pretty big soccer stadium.

ترجمه بخش جنوبی شهر یک استادیوم فوتبال نسبتاً بزرگ دارد.

واژگان تصویری ۵۰۴ (درس ۳۰- واژگان ۱-۶)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *