بنام خدا

۳۶ چهره
I don’t know what his name is. I know him by face / sight.

ترجمه اسم او را نمی دانم. از چهره اش او را می شناسم.

I took you for your brother.

ترجمه من شما را با برادرتان اشتباه گرفتم.

I try to put on a happy look. Just to show.

ترجمه سعی می کنم قیافه خوشحالی به خود بگیرم. همینجوری برای حفظ ظاهر.

I cannot put on a serious look.

ترجمه نمی تونم به خودم قیافه جدی بگیرم.

He is a marked man.

ترجمه او مثل گاو پیشانی سفید است. (معروف است)

0
پنج دقیقه با اصطلاحات، درس ۳۶، چهره

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *