بنام خدا

راهنمای نوع کلمه

n. = noun (اسم)
v. = verb (فعل)
adj. = adjective (صفت)
adv. = adverb (قید)
prep. = preposition (حرف اضافه)

۱۳ observation /ˌˌ ɑː bzərˈ veɪʃən/ n.
ملاحظه؛ معاینه؛ مشاهده؛ بررسی
The doctor made some observations about cancer viruses by means of a microscope.

ترجمه دکتر مشاهداتی در مورد ویروس های سرطان به وسیله ی یک میکروسکوب انجام داد.

۱۴ pressure /ˈ preʃər/ n.
فشار، مضیقه
When Saeed entered the corridor, he felt the pressure of the ceiling over his head.

ترجمه وقتی سعید وارد راهرو شد، فشار سقف را روی سرش احساس کرد.

Hamid can no longer bear the pressure of debts.

ترجمه حمید دیگر نمی تواند فشار بدهکاری ها را تحمل کند.

۱۵ research /ˈ riː sərː tʃ/ n.
تحقیق؛ پژوهش؛ کاوش
The researcher is doing a research about the different species of plant.

ترجمه این محقق در حال انجام تحقیقی در مورد گونه های مختلف گیاهی است.

۱۶ skill /skɪl/ n.
مهارت؛ حرفه؛ کاردانی؛ چیره دستی
Carpentry, masonry, painting and plumbing are some important skills that the society needs them.

ترجمه نجاری، بنایی، نقاشی و لوله کشی برخی مهارت های مهم هستند که جامعه به آنها نیاز دارد.

۱۷ struggle /ˈ strʌgəl/ v. n.
نزاع کردن؛ کشمکش کردن (فعل) منازعه؛ تقلا؛ تلاش زیاد (اسم)
The ducklings are struggling to go to the sidewalk.

ترجمه جوجه اردک ها در حال تقلا برای رفتن به پیاده رو هستند.

These businessmen have a struggle for low sale of the company.

ترجمه این تاجرها به خاطر فروش پایین شرکت کشمکش دارند.

۱۸ unusual /ʌnˈ juː ʒuəl/ adj.
غیر عادى؛ غیر معمول؛ عجیب و غریب
The house has an unusual upside down design.

ترجمه این خانه طراحی عجیب واژگون دارد.

It was so unusual to see a friendly life of a cat and a dog together.

ترجمه دیدن زندگی دوستانه ی یک گربه و سگ با هم غیرعادی بود.

۱۹ weak /wiː k/ adj.
ضعیف؛ شکننده؛ سست؛ نحیف؛ کم زور
Everyone’s sure that the right side man’s arm is weak, so he will be the loser of the competition.

ترجمه هر کسی مطمئن است که بازوی مرد سمت راست ضعیف است بنابراین او بازنده ی رقابت خواهد بود.

The weak rope is torn very soon.

ترجمه طناب ضعیف خیلی زود پاره می شود.

 

📚 دیگر واژگان مهم

۲۰ period /ˈ pɪriəd/ v.

دوره ی زمانی؛ مدت زمان؛ روزگار؛ عصر
He attended the English class just for a short period of time.

ترجمه او تنها برای مدت زمان کوتاهی در کلاس انگلیسی حضور پیدا کرد.

۲۱ practice /ˈ præktɪs/ n.

تمرین؛ ورزش
You should do more practice if you want to be accepted as a player in the volleyball team.

ترجمه تو باید تمرین بیشتری انجام دهی اگر می خواهی به عنوان یک بازیکن در تیم والیبال پذیرفته شوی.

۲۲ probably /ˈ prɑː bəbli/ adv.

احتمالا؛ شاید
There are a lot of black clouds in the sky. It’s probably rainy tonight.

ترجمه ابرهای سیاه زیادی در آسمان هستند. احتمالا امشب بارانی است.

۲۳ stay /steɪ/ v.

ماندن در جایی؛ توقف کردن؛ ایستادن
It rained all day and they decided to stay at the hotel and never go out.

ترجمه تمام روز باران بارید و آنها تصمیم گرفتند در هتل بمانند و هرگز بیرون نروند.

۲۴ type /taɪp/ n.

نوع؛ گونه؛ تیپ؛ مدل؛ قبیل
What type of sport do you like more?

ترجمه چه نوع ورزشی را بیشتر دوست داری؟

۲۵ viewer /ˈ vjuː ər/ n.

بیننده؛ تماشاگر؛ نگاه کننده
This type* of movie is not popular and has no particular viewer.

ترجمه این نوع از فیلم محبوب نیست و بیننده ی خاصی ندارد.

۲۶ wonderful /ˈ wʌndərfəl/ adj.

شگفت انگیز؛ خارق العاده؛ شگرف
The landscape of the garden was so beautiful and wonderful.

ترجمه منظره ی باغ خیلی زیبا و شگفت انگیز بود.

۲۷ worry about /ˈ wəː ri/ v.

نگران بودن درباره چیزی؛ دلواپس بودن؛ اندیشناک بودن
Hamid’s mother is so worry about his final exams.

ترجمه مادر حمید خیلی نگران امتحانات نهایی او است.

 

اینفوگرافی

دستور انگلیسی

آیا می دانید؟

لغات 504

مکالمات انگلیسی

اصطلاحات انگلیسی





عضویت در خبرنامه

با عضویت در خبرنامه، از آخرین آموزش ها، محصولات و تخفیف های بابا آب داد مطلع شوید.

یا برای اطلاع می توانید در هر یک از کانال های زیر در تلگرام، گپ و ایتا به آی دی babaabdadchannel@ عضو شوید:

گپ تلگرام ایتا

واژگان زبان عمومی کنکور؛ سال سوم، درس اول (۲)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *