بنام خدا

📚 مکالمه ۱۲ ، احوالپرسی با کسی که می شناسید

روش های مختلفی در شرایط و مکان های متفاوت برای احوالپرسی شخصی که از قبل می شناسید وجود دارد که در زیر با کاربرد تعدادی از آنها آشنا می شوید.

مکالمات

🔹اگر شخصی را از قبل می شناسید، اینطور می گویید:

– Hey John, how have you been?

ترجمه سلام جان، در چه حالی؟

– Hi Bob, how are you?

ترجمه سلام باب، حالت چطوره؟

– Hi Nancy, what have you been up to?

ترجمه سلام نانسی، به چه کاری مشغول بودی / چیکار می کنی؟

– Andy, it’s been a long time, how are you man?

ترجمه اندی، مدت زیادیست که ندیدمت، چطوری مرد؟

 
🔹اگر کسی را اتفاقی دیدید می توانید بگویید:

– Hey Jack, it’s good to see you. What are you doing here?

ترجمه سلام جک، خوب شد که دیدمت. اینجا چیکار می کنی؟

– What a surprise. I haven’t seen you in a long time. How have you been?

ترجمه چه غافلگیری ای. مدت زیادیست که ندیدمت. در چه حال بودی / چیکار می کردی (این مدت)؟

 
🔸اگر کسی را در رستوران دیدید، می توانید بگویید:

– Do you come to this restaurant often?

ترجمه آیا اغلب به این رستوران میای؟

🔸یا اگر کسی را در سینما دیدید، می توانید بگویید:

– What movie did you come to see?

ترجمه چه فیلمی را آمدی ببینی؟

 
🔹پاسخ هایی که می توان به این سوالات داد:

– Hi Steve, my name is Mike. It is nice to meet you as well.

ترجمه سلام استیو، مایک هستم. من هم از دیدنت خوشبختم.

– I heard a lot about you from John. He had a lot of good things to say.

ترجمه در موردت از جان زیاد شنیدم. اون چیزهای خوب زیادی برای گفتن داشت.

– Wow! How long has it been? It seems like more than a year. I’m doing pretty well. How about you?

ترجمه وای! چه مدت بوده؟ به نظر میرسه بیشتر از یک سال بوده. اوضاع و احوالم خیلی خوبه.

– Not too bad.

ترجمه بد نیستم.

 
🔸اگر کسی پرسید اوضاع و احوال چطوره می توانید بگویید:

– Same ole same ole.

ترجمه مثل همیشه.

– The same as usual.

ترجمه مثل همیشه.

 
🔸چند نمونه دیگر از پاسخ ها:

– I’m pretty busy at work these days, but otherwise, everything is great.

ترجمه این روزها نسبتا سر کار مشغله دارم، اما در غیر این صورت همه چیز عالیه.

– I’m doing very well.

ترجمه عالی هستم. / همه کارها رو به راهه.

– I finally have some free time. I just finished taking a big examination, and I’m so relieved that I’m done with it.

ترجمه بالاخره کمی وقت آزاد دارم. به تازگی یک امتحان بزرگ را گذروندم، و خیالم راحت شد که تمومش کردم.

 
🔸پاسخ هایی که در رستوران می شود داد:

– I’ve been here a couple of times, but I don’t come on a regular basis.

ترجمه چند باری اینجا بودم، اما به طور منظم اینجا نمیام.

– I come pretty often. This is my favorite restaurant.

ترجمه نسبتا اغلب میام. این رستوران مورد علاقمه.

– I can’t believe we haven’t seen each other before. I come here at least twice a week.

ترجمه نمیتونم باور کنم که قبلا همدیگه رو ندیدیم. من حداقل هفته ای دوبار اینجا میام.

 
🔸پاسخی که در سینما می شود داد:

– I came here to see Matrix Revolution. How about you?

ترجمه اینجا اومدم تا (فیلم) انقلاب ماتریکس رو ببینم. حالت چطوره؟

0
مکالمات کاربردی انگلیسی: مکالمه ۱۲ ؛ احوالپرسی با کسی که شناخت دارید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *