بنام خدا

درس اول / واژه اول

● معنی ١- ترک کردن کسی، معمولاً کسی که مسئولیتش را به عهده دارید بدون قصد بازگشتن؛ ترک یک مکان مخصوصاً به این دلیل که ماندن در آن غیر ممکن یا خطرناک است

● معنی ٢- توقف کمک به کسی ؛ کنار گذاشتن اعتقاد به چیزی

 

مثال تصویری

The little kid is so sad because her mother has abandoned her.
ترجمه بچه خردسال خیلی ناراحت است چون مادرش او را ترک کرده است.

 

Saeed should abandon the idea of going to university. Because he doesn’t have enough money.
ترجمه سعید باید عقیده ی رفتن به دانشگاه را کنار بگذارد. چون پول کافی ندارد.

 

درس اول / واژه دوم

● معنی ١- تیز: مثلاً چاقوی تیز

● معنی ٢- شدید و قوی مثل حس بویایی سگ

● معنی ٣- باهوش و سریع در درک و فهمیدن چیزی مثل ذهن باهوش ؛ مشتاق به انجام کاری

 

مثال تصویری

We have to be very careful when using this keen knife.
ترجمه ما باید خیلی مراقب باشیم وقتی از این چاقوی تیز استفاده می کنیم.

 

Dogs have a very keen sense of smell.
ترجمه سگ ها حس بویایی تیزی دارند.

 

Ali is known for his keen mind. He understands things very fast.
ترجمه علی بخاطر ذهن تیزش معروف است. او چیزها را خیلی سریع می فهمد.

 

درس اول / واژه سوم
● حسود نسبت به کسی

 

مثال تصویری

Farid is very jealous of his sister. It seems his father loves his sister more than him.
ترجمه فرید خیلی نسبت به خواهرش حسود است. به نظر می رسد پدرش خواهرش را بیشتر از او دوست دارد.

 

درس اول / واژه چهارم
● درایت ، تدبیر، توانایی اداره ی شرایط سخت یا استرس آور بدون اینکه چیزی بگویید که کسی را ناراحت یا غمگین کنید.

 

مثال تصویری

Hasan tries to use tact to end the kids’ brawl.
ترجمه حسن دارد سعی می کند تا از تدبیر برای پایان دادن به نزاع بچه ها استفاه کند.

 

درس اول / واژه پنجم

● معنی ١- سوگند، قسم، قولی رسمی برای انجام کاری یا اینکه چیزی که می گویید حقیقت دارد

● معنی ٢- فحش و ناسزا، کلمه یا عبارتی که نشان دهنده خشم، غافلگیری و غیره است.

 

مثال تصویری

In the court, Farhad put his hand on the Holy Quran and took an oath to tell the whole truth.
ترجمه در دادگاه، فرهاد دستش را روی قرآن گذاشت و قسم خورد که تمام حقیقت را بگوید.

 

Saeed shouted an oath when his brother took his toy.
ترجمه سعید با صدای بلند فحش داد وقتی برادرش اسباب بازی او را گرفت.

 

درس اول / واژه ششم
● خالی، اشغال نشده، در مورد شغل یعنی هیچکس در حال حاضر در آن منصب نمی باشد و شخصی دیگر می تواند آنرا بگیرد.

 

مثال تصویری

The soccer game was not good today. So most of the seats are now vacant, although the game is not over yet.
ترجمه امروز بازی فوتبال خوب نبود. بنابراین بیشتر صندلی ها اکنون خالی هستند، اگرچه بازی هنوز تمام نشده است.

 

اینفوگرافی

دستور انگلیسی

آیا می دانید؟

لغات 504

مکالمات انگلیسی

اصطلاحات انگلیسی





عضویت در خبرنامه

با عضویت در خبرنامه، از آخرین آموزش ها، محصولات و تخفیف های بابا آب داد مطلع شوید.

یا برای اطلاع می توانید در هر یک از کانال های زیر در تلگرام، گپ و ایتا به آی دی babaabdadchannel@ عضو شوید:

گپ تلگرام ایتا

واژگان تصویری ۵۰۴ (درس ۱- واژگان ۱-۶)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *