بنام خدا

You were heavy on the nerves today.

ترجمه امروز خیلی اعصاب خرد کن بودی.

You were a grind on the nerve.

ترجمه امروز خیلی رو اعصاب بودی.

I was just about to lose it.

ترجمه نزدیک بود کنترلم رو از دست بدم.

You have been pushing me a little bit too far.

ترجمه شما بیش از حد مرا تحت فشار قرار دادید.

I just erupted like a volcano.

ترجمه یکدفعه خونم به جوش اومد.

I’ve had it with you.

ترجمه از دست تو به اینجام رسیده.

I’m just fed up with your stupidities.

ترجمه دیگه از دست کارهای احمقانه تو خسته شدم.

He is on my throat today! / He jumps down my throat today.

ترجمه امروز دندونش به گلوی من کار میکنه.

He is a jumpy, bumpy and grouchy man.

ترجمه اون آدم عصبانی و جوشی ایه.

He flew into a rage.

ترجمه او یکمرتبه عصبانی شد. (از کوره در رفت.)

Don’t get hot under the collar.

ترجمه عصبانی نشو.

Don’t lose your head.

ترجمه عقلت رو از دست نده.

Have a grip on yourself.

ترجمه به اعصابت مسلط باش.

Take your anger out on someone else.

ترجمه عصبانیتت رو ببر جای دیگه.

He was speaking in heat.

ترجمه او با عصبانیت صحبت می کرد.

Don’t lose your temper.

ترجمه عصبانی نشو. / به اعصابت مسلط باش.

Get a grip on yourself. I think you are overacting a little bit.

ترجمه خودت رو کنترل کن. داری یکمی زیاده روی می کنی.

 

اینفوگرافی

دستور انگلیسی

آیا می دانید؟

لغات 504

مکالمات انگلیسی

اصطلاحات انگلیسی





عضویت در خبرنامه

با عضویت در خبرنامه، از آخرین آموزش ها، محصولات و تخفیف های بابا آب داد مطلع شوید.

یا برای اطلاع می توانید در هر یک از کانال های زیر در تلگرام، گپ و ایتا به آی دی babaabdadchannel@ عضو شوید:

گپ تلگرام ایتا

پنج دقیقه با اصطلاحات، درس ۴۶، عصبی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *